خرید بک لینک

سال نو همدان بودیم(من و نیکی)و رضا بخاطر شیفتذهاش تهران بود...ساعت هفت عصر سال تحویل بود...من و مادر و پدر پشت میز بودیم که نیکی شروع کرد به گریه وقبل  زمان سال تحویل خودش رو رسوند سر سفره...عزیز دلم اولین عید زندگیت مبارک

به قلم : دوشنبه یکم فروردین ۱۴۰۱تاريخ : 22:52 زمان : SiRe| |

برچسب: نویسنده: میلاد محمودی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 23:14

صفحه بندی