جمعه 29 اسفند با رضا رفتیم پاساژ چارسو و یه موبایل خریدم راه برگشت حال حوبی نداشتم...سردرد و ضعف بدنی داشتم...رسیدیم خونه بعد شام دیدم اصلا توانی در من نیست یه قرص استامینوفن خوردم رفتم خوابیدم جمعه بیست و نهم بهمن رضا شیفت بود و من خیلی زود بیدار شدم تنها توخونه بودم...صبح گردگیری کردم و ناهار( ب اب بخ) خوردم و مطابق معمول رفتم نی نی سایت..توی یک تاپیک شرح حالمو به یکی از دوستان گفتم(اینکه پنجشنبه ۲۵ م لک دیدم و قطع شده و تا الان پری نیومده)و توصیه اون
برچسب:
نویسنده: میلاد محمودی
تاريخ: دوشنبه
16 فروردين
1400 ساعت: 13:16