اولین اثر هنری دقیق دخترم - تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 17:40
به قول خودش اگ(تخم مرغ)و بابا الهی مامان قربونت بره
..... - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:47
نیکی عزیزم چند روزه که وارد ۲۱ ماه شدی الان خیلی کلمات رو میگی...دایی(دایره)...دایی(دایی)
دخترکم تولد دو سالگیت مبارک - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:47
تمام زندگی مامان باورم نمیشه دوساله که تو رو دارمبخاطر وحودت خدا رو میلیونها بار شکر میکنمازخدا میخوام که اینده ای پرنور رو برات رقم بزن و تمام زندگیت پر از خیر باشه و عاقبت بخیری رو نصیبت کنهمامان قشنگم با سلول سلول بدنم دوست دارم تو خدای زمینی منیعزیز مامان نه من که همه موم دوست داریم....مادر پدرم...
نوزده ماهگیت مبارک نفس مامان - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:15
امروز نوزده اردیبهشته و تو نوزده ماهه شدیدختر قوی و زیبای مامان ممنونم که تمام این مدت صبورانه همه چالش ها رو تحمل کردی و به لطف و خواست خدا اون روزهای سخت به ارامش تبدیل شدخدا رو هزاران بار شکر به قلم : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲تاريخ : 8:33 زمان : SiRe| |Adblock test (Why?)
عشق مامان - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:15
نیکی عزیزم چند روزه که وارد ۲۱ ماه شدی الان خیلی کلمات رو میگی...دایی(دایره)...دایی(دایی)
دخترک قشنگم - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 19:26
امروز من شادترینمدیروز با حرف دکتر که جواب ام ار ایت رو گفت بار هزاران کیلویی روی شونه هام رو زمین گذاشتم...من و بابات دیروز توی اسمون ها بودیم...سبک و رهاخدا جونم ممنونم که تمام اون روزهای سخت رو به آرامش برامون تبدیل کردی....یک سال تمام زجر و اب شدن لحظه به لحظه و گریه های شبانه رو به لبخند برامون...
عروسک مامان - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 12:02
دخترم باورم نمیشه یکساله دارم خدا رو به خاطر وجودت شکر میکنم....تنها عشق و نفس زندگیم....خدایااااااا هزاران بار شکرت که این گل زیبا رو بهم دادی....خدایا برام حفظش کن...19مهر ساعت ببست دقیقه صبح بدنیا اومدی
اومدنت به خونه مبارک زندگیم - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 12:02
پارسال امشب زندگیم از بیمارستان مرخص شد و من برای اولین بار دیدمس...اون خنده قشنگش هیچوقت یادم نمیرهخدایا نیکیم رو برام حفظ کنماشاالله لا حول ولا قوه الا بالله به قلم : یکشنبه هشتم آبان ۱۴۰۱تاريخ : 20:31 زمان : SiRe| |Adblock test (Why?)
اولین قدم - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 12:02
دخترک زیبای مامان پرنسس مهربونم اولین قدم های کوچولوت روی این کره خاکی مبارک باشه....عاشقانه دوستت دارم ....تو خدای منیعزیز دل مامان اولین بار در تاریخ 1401/09/10 روی پاهای کوچیکت بلند شدی....و دیشب یعنی 1401/10/12به اندازه عرض یک فرش راه رفتی...با هر قدمت قند تو دلم اب میشد....مامان به فدای سر تا پ...
سال نو مبارک - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 23:14
سال نو همدان بودیم(من و نیکی)و رضا بخاطر شیفتذهاش تهران بود...ساعت هفت عصر سال تحویل بود...من و مادر و پدر پشت میز بودیم که نیکی شروع کرد به گریه وقبل  زمان سال تحویل خودش رو رسوند سر سفره...عزیز دلم اولین عید زندگیت مبارک به قلم : دوشنبه یکم فروردین ۱۴۰۱تاريخ : 22:52 زمان : SiRe| |Adblock test (Why...
دخترم - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 23:14
روزت مبارک نفسم..ممنون که هستییییی...دوستت دارم
روزی که چهار دست و پا رفتی - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 23:14
رسما از ۲ تیر 1401شروع له چهار دست و پا رفتن کردی عشق جا
دومین سالگرد - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 13:16
غقدمون مبارکککککککککک دو سال پیش 12 اردیبهشت 97 مصادف با نیمه شعبان من و عشقم عقد کردیم باورم نمیشه زمان مثل برق و باد میگذره ان شاءالله خدا کمک کنه عشقم به ارزوش برسه ...خدایا نگاهم به دستای خودته به قلم : جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۹تاريخ : 18:
دومین سالگرد ازدواجمون مبارککککککککک - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 13:16
دیشب به مناسبت دومین سالگرد با عشقم رفتیم پارک اب و آتش به مناسبت عید غدیر هم اتیش بازی برپا بود شام هم بیرون خوردیم(پیتزای خوشمزه) عشقم دوستت دارم خدا جون بخاطر همسر عزیزم ازت سپسگذارم اینم لباسی که برای اتلیه گرفتم
خدا جون شکرت - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 13:16
ملکه آبی پوش آتلانت بخاطر همه چی فقط استرس این روزهامو به ارامش تبدیل کنخودمو به تو سپردم به قلم : جمعه دوم آبان ۱۳۹۹تاريخ : 20:39 زمان : SiRe| |
یلدا مبارک - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 13:16
دیروز که از سر کار رسیدم دیدم رضا داره این هندونه رو درست میکنه خودش تمام کارهای چیدمان رو انجام داد منم برا شام پیراشکی گوشت درست کردم تصویری با مادر و پدر که خونه نوشین بودن و همچنین با داداش که خونه خودش بود صحبت کردم با نانا هم تلفنی ان ش
روز زن...99.11.15 - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 13:16
وقتی شب در حال درست کردن شام بودم دیدم پیاز نداریم...زنگ زدم به همسرم بخره...تو اشپزخونه بودم که همسرم در خونه رو زد...باز کردمو دیدم با این خوشگل پشت دره به قلم : جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۹تاريخ : 12:18 زمان : SiRe| |
بیبی مثبت - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 13:16
جمعه 29 اسفند با رضا رفتیم پاساژ چارسو و یه موبایل خریدم راه برگشت حال حوبی نداشتم...سردرد و ضعف بدنی داشتم...رسیدیم خونه بعد شام دیدم اصلا توانی در من نیست یه قرص استامینوفن خوردم رفتم خوابیدم جمعه بیست و نهم بهمن رضا شیفت بود و من خیلی زود بیدار شدم تنها توخونه بودم...صبح گردگیری کردم و ناهار( ب ا...
عید نوروز - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:50
امسال دومین سالی میشه که عید با رضا هستماما متاسفانه بخاطر کرونا نمیتونم برم پیش مامان و بابامخیلی دلتنگشونم و خیلی ناراحتم که اولین عید زندگیم رو بدون خانواده عزیزم میگذرونم
سال 99 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 17:50
مبارک ان شاءالله ان شاءالله سالی پر از سلامتی آرامش عشق برای خانواده م همسرم خودم و مردم کشورم باشهامسال برلی اولین بار سال نو در کنار رصا بودم (دو نفری)